تبليغاتX
رویــای آبــــــی - معبـــودم...

رویــای آبــــــی

تو را سطر به سطر می نویسم و واژه به واژه به دنبالت می گردم تا تمام دلتنگی هایم را به تو بگویم

معبـــودم...

صدای سکوتم را از تنهاییم بدان...

  نمی خوانم و نمی گویم چون درونم هیچ بوده

  و تو عشق را در قلبم نهادی و قصه عشق

  را در قلبم سراییدی

  و به من قصه باران آموختی...

  میدانی قصه باران،قصه شستن غم هاست و

  درون انسان هاپر از غم تنهایی...

  نگاهم به باران تو افتاد،ناگهان تمام

  غم هایم را فراموش کردم...

  و به تو  و داشتن عشقی که درقلبم نهادی

  میبالم و تنهاتر از یک برگ با یادعشقم

  با باد شادیها محجورم...

  و در آبهای سرور آور بهار آرام میرانم...



+ نوشته شده در  بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22  توسط   |